أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )
8
تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )
دارد ، و بههمين جهت است كه از آن روگردان مىشوند . و ما اكنون مىبينيم كه در جدل و اصول علم كلام و اصول علم فقه ، همين منطق را با الفاظ متداول خود به كار مىبرند و هيچ نسبت به آن بيزارى نمىنمايند . ولى چون از كلماتى همچون ايساغوجى و قاطيغورياس و بارى أرمنياس و أنولوطيقا در برابر ايشان ياد شود ، روى ترش مىكنند و گويى مىخواهند جان از تن ايشان بيرون آرند . و حق با ايشان است و گناه از مترجمان است ، چه اگر نامها را به عربى برمىگرداندند و [ به جاى آن كلمات ] مدخل و مقولات و عبارت و قياس و برهان مىآوردند ، همگان به پذيرفتن آن شتاب مىورزيدند و از آن روى برنمىتافتند . اين است حال دانشها كه از نيازهاى ناگزيرى انسان در زندگى پيدا شده و برحسب آن تسلسل و تكامل پيدا كرده است ؛ و برآمدن نياز از دانش سود آن است نه اينكه سيم و زرى در برابر آن بهدست آيد . و اين بلاغتى كه در زبان عربى است ، اگر از سود آن پرسيده شود ، برترى گوهرى آن است كه پيغمبر عليه السّلام دربارهء آن گفته است : « إنّ من البيان لسحرا - سخنى هست كه كار جادو مىكند » ، و از همين است كه معجزه بودن قرآن كه ريشهء اسلام و ايمان است صورت پذيرفته است . و با همين بلاغت است كه برخى از مردم در نزد بعضى ديگر سودمند مىشوند و از به كار بردن آن به بالاترين بهرهها و آرزوهاى دنيايى مىرسند ، و چندان پيش مىروند كه به پايگاه وزارت كه دنبال پايگاه خلافت است دست مىيابند . و بسا باشد كه دارندهء چنين بلاغتى براى خود بازارى نيابد كه آن را از زبان عربى به زبان ديگرى انتقال دهد ، كه در اين صورت دارندهء آن بارى بر دوش بلاغت و بلاغت سنگينى خاطرى براى دارندهء آن مىشود و براى گرسنگى او درمانى نتواند بود . و بايد دانست كه چون چنين باشد ، از فضيلت دارندهء بلاغت كاسته نمىشود ، و ارج كسى را كه از چيزى جز آن بهرهمند است افزونتر نمىكند ، چه برترى ذاتى هرچيز جز سودى است كه به سبب آن فراهم مىشود .